السيد محمد حسين الطهراني
37
معاد شناسى (فارسى)
و در اين آيه كريمه جُملات كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ، وَ تَرَكْتُمْ ، وَ ما نَرى مَعَكُمْ و لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ ، همگى به عنوان تفسير و بيان براى كلمه فُرادَى آمده است . و بنابراين در آيه مورد بحث وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً نيز مطلب همين طور است ؛ يعنى تمام موجودات آسمانها و زمين در روز قيامت به حال فرد ( تنها و بدون هيچ جنبهء تعيّن ) در نزد خداوند مىآيند . و حال كه معناى فرد دانسته شد ، و دانستيم كه معنايش اينست كه هر كس برود فرد ميرود و بدون تعيّنات نفسانيّه و كثرات صوريّه است ، معناى جمع نيز روشن مىشود ؛ چون آنچه در اذهان عامّه از معناى جمع است همان اجتماع مردم و گرد آمدن افراد به دور يكديگر است ، و از لفظ جمع كه يكى از أسماء قيامت است ، نيز در وهلهء نخست همين معنى به ذهن متبادر مىشود . ولى حال فهميده شد كه معناى آن لطيفهء ديگرى است ، و آن ورود به عالمى است كه در آنجا كثرات اعتباريّه ، و توهّمات صوريّه ، و تقيّدات مموّهه ، و هر چه از شوائب فرق است از بين ميرود . اينجا عالم تفريق و نشر است ، و آنجا عالم جمع و حشر . اينجا افتراق از حقيقت و معنى و تلبّس به لباس كثرت و آثار كثرت از هر گونه كثرات است ، و آنجا اجتماع ؛ يعنى در جمعيّتِ نفس خود در آمدن ، و كثرت و آثار آن را به دنبال گذاشتن ، و شوائب دوئيّت و بيگانگى و اعتباريّات تخيّليّه و صوريّه را فراموش كردن و در خاك نسيان سپردن